دانش آموخته دکترای علوم سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
10.22034/irsj.2025.499252.1095
چکیده
قدرت، مرکز ثقل روابط بینالملل و سیاست خارجی است و نوع و میزان استفاده از آن نشاندهنده درجه اهمیت و نفوذ بازیگران در نظام بینالملل است. عرصه تحلیل سیاست خارجی بهعنوان یکی از آوردگاههای مهم قدرت است که به بحث در جهت تبیین رفتارها و جهتگیریهای خارجی دولتها (بهعنوان اساسیترین بروندادِ سیاست خارجی هر کشور) میپردازد. پیوستار قدرت در سیاست خارجی شامل هم قدرت سخت که اجبارآمیز است و اغلب شکلی بیواسطه و فیزیکی دارد و هم قدرت نرم که غیرمستقیم و بلندمدت است که بیشتر از طریق مجابسازی عمل میکند تا زور یا وسیلههای در دسترس سیاستگذاری خارجی میشود. در این مقاله، نگارنده برای برساختنِ بایستههای پیوستار قدرت در سیاست خارجی در منظومه فکری آیتالله خامنهای مؤلفههای اساسی آن را براساس مدل کریستوفر هیل، مورد خوانش قرار میدهد. پرسش اصلی مقاله آن است که با درونکاوی شاخصهای منظومه فکری آیتالله خامنهای کدامیک از جنبههای پیوستار قدرت در سیاست خارجی بیشتر میتوانسته است مورد توجه ایشان قرار گیرد؟ در پاسخ به سؤال پژوهش، این فرضیه مطرح است که در منظومه فکری آیتالله خامنهای، پیوستار قدرت در سیاست خارجی توأمان معطوف به ابعاد نرم و سخت قدرت (قدرت هوشمند) بوده است. این پژوهش بر اساس ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی است و اطاعات موردنیاز به شیوه کتابخانهای و بر اساس منابع معتبر کتب، مقالات، سایتها و گزارشات مستند گردآوری شده است.