مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی

مطالعات راهبردی انقلاب اسلامی

نسبت میان سرمایه اجتماعی، انقلاب و تمدن نوین اسلامی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشته مدرسی معارف اسلامی، گرایش انقلاب اسلامی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران.
2 استادیار پژوهشی گروه مطالعات تاریخی انقلاب اسلامی (وابسته به مرکز اسناد انقلاب اسلامی)، تهران، ایران.
10.22034/irsj.2025.524376.1136
چکیده
پیروزی انقلاب اسلامی و همچنین خنثی شدن فعالیت­های ضدانقلاب و بیگانگان در سال­های نخستین استقرار جمهوری اسلامی (حوادثی نظیر فعالیت­های گروه­های تجزیه­طلب، کودتای نظامی و جنگ تحمیلی) محصول به میدان آمدن سرمایه­ی اجتماعی شکل­گرفته در دهه­ی پنجاه و شصت هجری شمسی بود. اهمیت رجوع به سرمایه­های اجتماعیِ شکل­گرفته از ظرفیت‌های ایرانی اسلامی در حل بحران­های تاریخ معاصر، به‌ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به­تدریج جای خود را در چیستی حکمرانی و تمدن نوین اسلامی نزد آیت­الله خامنه­ای پیدا نمود و بدین ترتیب، اندیشه­ی انقلاب اسلامی با حکمرانی و تمدن اسلامی تکمیل و به­روز شد. این مقاله با محوریت این پرسش که جایگاه سرمایه اجتماعی در تحقق حکمرانی و تمدن نوین اسلامی چیست؟ در پی اثبات این فرضیه است که حصول به حکمرانی اسلامی و تمدن نوین اسلامی بدون پشتوانه­ی سرمایه­ی اجتماعی در اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای امکان­پذیر نمی­باشد؛ بنابراین، شرط تحقق حکمرانی اسلامی و به‌تبع آن، شکل­گیری تمدن نوین اسلامی، استفاده از ظرفیت‌های سرمایه­های اجتماعی به طور تمام و کمال است. یافته‌های تحقیق که بر اساس به­کارگیری روش تحلیل مضمون به دست آمد، نشان می­دهد که تحقق حکمرانی و تمدن اسلامی نزد آیت­الله خامنه­ای نیازمند دو اصل اساسی (به­مثابه­ی مضامین فراگیر اصلی) که در ارتباط با سرمایه­ اجتماعی معنا می­یابند، است. نخست، مردم­محوری؛ که نشان می­دهد شکل­گیری تمدن اسلامی بدون خواست و یاری مردم غیرممکن است و دوم این­که اسلام و ارزش‌های انقلابی، مهم­ترین سرمایه اجتماعی ایرانیان برای حصول به تمدن نوین اسلامی است و ازاین­جهت باید به­عنوان نقشه­ی راه در نظر گرفته شوند.
کلیدواژه‌ها

موضوعات